|
...سمت خیال دوست | ||
|
رفیق مثل کفش میمونه ، رفاقت مثل جاده چقدر سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای . . .
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 9:56 ] [ بهار ]
هيچ و باد است جهان؟ گفتي و باور كردي!؟ كاش، يك روز، به اندازه «هيچ» غم بيهوده نميخوردي!
كاش، يك لحظه، به سرمستي باد شاد و آزاد به سر ميبردي "زنده یاد فریدون مشیری" [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 9:53 ] [ بهار ]
[ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 11:41 ] [ بهار ]
![]() نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
سهراب
[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 11:52 ] [ بهار ]
من پل رنگین کمان را,آفتاب مهربان را دوست دارم ... [ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 10:29 ] [ بهار ]
گلی جان سفره دل را برایت پهن خواهم کرد گلی جان وحشت از سنگ است و سنگ انداز وگرنه من برایت شعرهای ناب خواهم خواند در اینجا وقت گل گفتن زمان گل شنفتن نیست نهان در آستین همسخن ماری درون هر سخن خاری ست گلی جان در شگفتم از تو و این پاکی روشن شگفتی نیست؟ که نیلوفر چنین شاداب در مرداب می روید؟ از اینجا تا مصیبت راه دوری نیست از اینجا تا مصیبت سنگ سنگش قصه تلخ جدائی ها سر هر رهگذارش مرگ عشق و آشنائی هاست از اینجا تا حدیث مهربانی راه دشواری ست بیابان تا بیابانش پر از درد است مرا سنگ صبوری نیست گلی جان با توام سنگ صبورم باش شبم را روشنائی بخش گلی، دریای نورم باش " حمبد مصدق " [ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 9:51 ] [ بهار ]
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||